سیاهچاله بزرگ
سه‌شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 13:06 | بازدید : 1298 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

 ستاره شناسان با استفاده از تصاویر ایکس ری دو تلسکوپ متوجه شدند که یک سیاهچاله ی میان یک کهکشان، که دو بیلیون سال نوری با زمین فاصله دارد، تندبادهای هوایی بسیار نیرومندی را به همه جهات می پراکند.

این احتمال به شدت قوی است که این تندبادها با دور کردن عناصر مورد نیاز برای تشکیل ستاره های جدید، مانع تشکیل ستاره های جدید و گسترش این کهکشان بشود. 

این سیاهچاله بزرگ (PDS 456)، یک بیلیون برابر اندازه خورشید است. برای مقایسه بد نیست بدانید که سیاهچاله ی مرکز کهکشان راه شیری فقط 4.3 میلیون برابر ستاره خورشید است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


سی تی اسکن مجسمه 1000 ساله
سه‌شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 13:02 | بازدید : 1317 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

 سی تی اسکن نشان دادکه داخل این مجسمه 1000 ساله, مومیایی یک راهب بودایی قرار دارد.

بعد از اینکه اعضای بدن او از بدنش خارج شده است تا بتوانند او را مومیایی کنند, داخل بدنش با کاغذهایی نوشته شده با خط چینی پر شده است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عاشیق اویناماق
سه‌شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 12:56 | بازدید : 1907 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

 با توجه به ایام زمستان بی مناسبت نیست که بازی عاشیق اویناماق را که در قدیم مرسوم بود معرفی نماییم. این بازی بصورت چند نفره و به دو صورت انجام میپذیرد. وسیله بازی هر نفر یک قاپ(عاشیق(استخوانی از پای گوسفند یا بز))و هر نفر یک بادام. 

1-جزیق

یک دایره بزرگ تقریبا به قطر 2 متر می کشیدند و هر نفر بادامی وسط دایره می گذارد هر کس در نوبت خود بتواند با قاپ(عاشیق)هر چند تا بادام از این دایره بیرون ببرد آن بادامها را صاحب خواهد شد.

2-ابه

بدین صورت که یک نقطه به عنوان ابه در نظر گرفته میشود ودر فاصله تقریبی 3متر ان بادامها کاشته میشود و از روی بادامها عاشیق به سمت ابه پرتاب میشود هرکس که عاشیق او به ابه نزدیکتر باشد بازی را شروع میکند و به سمت بادامها پرتاب میکند اگر تمام بادامها را به اندازه یک پا از جای خود تکان دهد در اخرین جابجایی بادامها باید طوری ضربه بزند که عاشیقش از دیگران به قدری فاصله بگیرد که دیگران نتوانند عاشیق او را بزنند.در صورتی که هچکس نتواند او را بزند او برنده بازی میشود و همه بادامها را میبرد در غیر این صورت اولین شخصی که بتواند عاشیق او را بزند برنده بازی خواهد شد. خواش میکنم بیایید یک بار دیگر لذت عاشیق اونامق را درک نماییم.

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مردی كه برج ایفل را فروخت؟
سه‌شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 12:50 | بازدید : 1256 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

مردی كه برج ایفل را فروخت؟
ویكتور لوستیگ 
سلطان كلاهبرداران تاریخ، مردی كه برج ایفل را فروخت، 
مسلط به پنج زبان زنده‌ دنیا، صاحب 45 اسم مستعار و با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمریكا، مردی كه می‌توانست زیرك‌ترین قربانیانش را نیز گول بزند، در سال 1890 در بوهمیا (كشور كنونی چك) در یك خانواده متوسط به دنیا آمد و در سال 1920 به آمریكا رفت. 
سالی كه بازار سهام به شدت رشد می‌كرد و به نظر می‌رسید كه همه روز‌ به ‌روز پولدار‌تر می‌شوند و لوستیگ آنجا بود كه از این موضوع و حماقت ذاتی آمریكایی‌ها سود برد.
در سال 1925 و پس از انجام چندین فقره كلاهبرداری بی‌عیب ونقص و پرسود، ویكتور به فرانسه و شهر پاریس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. 
فروختن برج ایفل! ایده این كلاهبرداری بعد از خواندن یك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ویكتور رسید. در این مقاله آمده بود كه برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این كار برای دولت كمرشكن خواهد بود.
فكری به ذهن ویكتور رسید و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركی تهیه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هایی با سربرگ‌های جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌ای دولتی و محرمانه در هتل كرئون كه محلی شناخته شده برای قرار‌های دیپلماتیك و مهم بود، دعوت كرد.
شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویكتور حاضر بودند. ویكتور برای آنها توضیح داد كه دولت در شرایط بد مالی قرارگرفته و تامین هزینه‌های نگه‌داری برج ایفل عملا از توان دولت خارج است.

بنابراین او از طرف دولت ماموریت دارد كه در عین تالم و تاسف، برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان دولت تجار امین و درستكار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترین افرادند. ویكتور تأكید كرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، این مسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد.
فروش برج ایفل در آن سال‌ها زیاد هم دور از ذهن نبود. این برج در سال 1889 و برای نمایشگاه بین‌المللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود كه به صورت دائمی باشد. در سال 1909 برج به‌خاطر این‌كه با ساختمان‌های دیگر شهر همچون كلیساهای دوره گوتیك و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگری منتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت. چهار روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ویكتور به دنبال بالاترین رقم نبود، ‌او از قبل قربانی خود را انتخاب كرده بود؛ مردی كه نامش در كنار ویكتور در تاریخ جاودانه شد! آندره پویسون.

در بین آن شش نفر، آندره كم‌سابقه‌ترین بود و امیدوار بود كه با برنده شدن در این مناقصه، یك‌شبه ره صدساله را طی كند و كلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود. ویكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت و تحویل برج در هتل آماده امضاست. اما همان‌طور كه تاجر عزیز می‌داند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یك كارمند ساده‌ای بیش نیست و در این معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده كند و… آندره به خوبی منظور ویكتور را فهمید!

پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پویسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد! فردای آن روز وقتی آندره و كارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویكتور لوستیگ كیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی كه در یك جیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه! به او لقب سلطان كلاهبرداران داده‌اند.

 

 

 

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تصویر ایکس رِی از یک گربه آبستن با 6 بچه.
سه‌شنبه 05 اسفند 1393 ساعت 12:41 | بازدید : 1163 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

 تصویر ایکس رِی از یک گربه آبستن با 6 بچه.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مفاخر آذربایجان-کریمی مراغه‌ای
یکشنبه 03 اسفند 1393 ساعت 17:35 | بازدید : 1223 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

  استاد کریمی مراغه‌ای سال 1310 هجری شمسی در یک خانواده کاملاً متدین و معتقد به اصول و مذهب تشییع و خاندان عصمت و طهارت چشم به دنیای پر آشوب گشود.

وی ضمن سرودن مراثی و ذکر مصیبت‌های حضرت حسین(ع) با علاقه‌ای که به طنز داشته راه طنز را برای اشعار خود برگزید، چرا که به‌خوبی تشخیص داده بود که تنها از راه طنز و فکاهی می‌تواند دردها و آلام جامعه را به گوش مسئولین امر برساند و باز متوجه شده بود که تنها می‌تواند مردم به خواب رفته و بی‌خبر از مظالم ظلم را با شیپور طنز بیدار سازد. روی این اصل سروده‌های خود را در سال ۱۳۳۸ هجری شمسی در قالب یک جلد رنگارنگ به قطع جیبی در سیصد صفحه به چاپ رسانید. هنور چند صباحی از طبع کتاب نگذشته بود که چاپ اول نایاب گردید و اشعار آمیخته به چاشنی طنز کریمی دیوار خانه‌ها را شکست و دست به‌دست مردم مشتاق شهرهای آذربایجان گردید و اشعارش دهن به دهن در کوچه و بازار پخش شد.استقبال مردم موجبات تشویق و ترغیب میرزا حسین کریمی مراغه‌ای برای چاپ دوم رنگارنگ و سرودن جلد دوم آن را فراهم ساخت، در سال ۱۳۳۹ جلد دوم رنگارنگ به چاپ رسید و در نتیجه جلد سوم آن را سال ۱۳۴۲به اتمام رساند. تشویق و حمایت و علاقه‌مندی مردم موجب شد که استاد کریمی اشعار طنز و غزلیات خود را در ۱۵ جلد تدوین و به‌چاپ رساند که به شرح زیر می‌باشد:

ادامه مطلب
  

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تورکی شئعر-کریمی مراغه ای
یکشنبه 03 اسفند 1393 ساعت 17:25 | بازدید : 1823 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

 وئرمیشم طاقت و آرامیمی ای یار سنه 

عاشقم عاشقم ای دلبر عیار سنه

سوه رم بزم اولا خلوت قویاسان من ائلیم 
دردیمی محنتیمی غصه می اظهار سنه

گزه رم کوچه و دربندی دالونجا سوخارام 
پیچاقی قارنینا هر کس ائده آزار سنه

ایستی وقتینده سویونسان سالارام تئز ایچینه 
کاسه نین بوز وئره رم شربت گلنار سنه

گل اوتور قوزا قیچون گییدیریم ای یار سنه 
هرنه سویسن جوراب و چکمه و شلوار سنه

نیه آوجوندا سیخورسان ازیسن سیندیریسان 
نیلیوب آخ بو یازیق قلب وفادار سنه

سن یخیل بالش ناز اوسته اوزان منده چالیم 
ضرب و قارمان و کمانچه، ویلن، تار سنه

اگمه شاخ ساخلا یانوندا باخوب اوپ قوی گوزیوه 
بو گوزل عکسی که مندن قالور آثار سنه

دوگمه سین آچ آرالا ساخلا قویوم اورتاسینا 
آلمیشام ساک دولوسی،حیوا،لیمو،نار سنه

عیبی یوخ اینجیمه ویش ویش دئمه قوی تئز چیخادوم 
سیخسا باشماق ایاقون اولسا اگر دار سنه

دوز بیر آز بندین آچوم تا وئریم الآن الیوه 
چتریوی وئرمیه زحمت بو یاغیش قار سنه

گله سن باغدا وئرم بیر الیوه اویناداسان 
قرمزی آلما ، شمامه ، گل بی خار سنه

ال ایاق چالما چالیشما نئجه دوتسان گئچه جاق 
دئمه خاطر قویاجاق چرخ جفاکار سنه

احتراماً دایارام آغزیوا سنده سوراسان 
سولی قلیانی کریمی دییر اشعار سنه

.................................................................
شاعیر : اوستاد کریمی مراغه ای

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


در عکس زیر یک گوسفند-بز را می بینید
یکشنبه 03 اسفند 1393 ساعت 14:10 | بازدید : 1584 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

  در عکس زیر یک گوسفند-بز را می بینید.


این گوسفند-بز که در باغ وحشی در آریزونا نگهداری می شود از مادری گوسفند و پدری بز متولد شده است. از این نوع حیوان فقط چند عدد در سراسر جهان وجود دارد.

سر او مانند بز و دمش مانند گوسفند است. همچنین به دلیل نژاد متفاوتش دارای رنگ بندی غیرعادی تمام سفید-سیاه در پاهایش است.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جهنمده بیتن گول
یکشنبه 03 اسفند 1393 ساعت 13:15 | بازدید : 1963 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

"سوری"، بانوی عاشق پیشه ای که حدود 40 سال میهمان کوچه پس کوچه‌های اردبیل و مردم آذربایجان بود،به ندای دل خود دست نیافت اما به همت مردم اردبیل و خیران آذربایجانی صاحب‌خانه شد.

 سوری، بانویی عاشق پیشه الموتی است که حدود 40 سال پیش به خاطر عشق به جوانی اردبیلی راهی این دیار می‌شود و از همان روز در این شهر می‌ماند. شعرا و مردم شهر اردبیل از این بانوی میهمان شهر خود افسانه‌ها و قصه‌ها ساخته اند و داستان واقعی او با قصه عشق در آمیخته و حالت افسانه واری به خود گرفته است.

"جهنمده بیتن گول" حکایتی است واقعی از ماجرای عشق‌ دختری به نام سوری از "الموت"، یکی از روستاهای توابع قزوین به یک پسر اردبیلی به اسم "ایوب" که در این روستاسرباز معلم (سپاه دانش) بوده است. این ماجرا حدود 30- 40 سال پیش اتفاق افتاده و این خانم 70 ساله  هم‌اکنون بدون رسیدن به خواسته ی دل خود،40 سال است که در اردبیل زندگی می کند.

این حکایت را چند سال پیش مرحوم "عاصم اردبیلی"، یکی از شاعران برجسته معاصر به صورت نظم نوشته و در مجموعه شعر "قانلی سحر" (سحرگاه خونین) به چاپ رسانده است. داستان از این قرار است که یک پسر اردبیلی در دوره سرباز معلمی خود، در دامنه کوه‌های الموت با دختری آشنا شده و ارتباط عاطفی برقرار می‌کند. اما دوره سربازی پسر تمام می‌شود و به اردبیل باز می‌گردد. سوری به انتظار بازگشت معشوق می‌نشیند اما خبری نمی‌شود. از هر مسافری خبر می‌گیرد اما هر امیدی به ناامیدی ختم می‌شود. دخترک پاک و بی‌آلایش، رخت سفر برمی‌بندد، دل از دیار خود می‌کند، خانه و کاشانه خود را رها می کند و به سوی عشقی که او را رها کرده، می‌شتابد؛ پرسان پرسان خانه عاشق را می یابد اما وقتی زنی جوان در را به روی او می‌گشاید، متوجه می‌شود که عاشق سینه چاک او، متاهل و دارای زن و فرزند است. دیگر روی برگشتی ندارد.هم چنان نسبت به عشق خود وفادار مانده و درهوای کوی یار، عمر و جوانی را سپری می‌کند. سوری در اردبیل می‌ماند و گفته می‌شود که عشق این پسر او را دیوانه کرده است.

ماجرا به سرعت در میان اهالی پخش می‌شود و سوری مورد احترام اهالی اردبیل قرار می‌گیرد. ازآن روز سالیان درازی گذشته و آن دختر زیبا و جوان اکنون پیر شده و غبار روزگار بر چهره رنج کشیده و رنجورش نشسته اما هم چنان در خیابان‌ها و کوچه‌های شهر می‌گردد. ماجرای غم انگیز عشق سوری را که نقل محافل شده، مرحوم عاصم کفاش اردبیلی به نظم می کشد.

www.youtube.com/watch

سوری در آیین بزرگداشت این شاعر اردبیلی که اسفندماه پارسال برگزار شد، حضور یافت و از وی که در آن زمان در قید حیات بود، با اهدای دسته گلی تجلیل کرد.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ابرها چقدر وزن دارند؟
یکشنبه 03 اسفند 1393 ساعت 12:59 | بازدید : 1149 | نویسنده : azweb | ( نظرات 0 )

 ابرها چقدر وزن دارند؟
دانشمندان محاسبه کرده اند که ابرهای کومولوس متوسط، همان هایی که در روزهای آفتابی به صورت پنبه ای در هوا هستند، حدود 500،000 کیلوگرم وزن دارند!

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 953
:: کل نظرات : 3

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 16

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 6
:: باردید دیروز : 6
:: بازدید هفته : 231
:: بازدید ماه : 665
:: بازدید سال : 1094
:: بازدید کلی : 1094
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران